من از خود دلگیرم
و از حرفها و دلتنگی هایم
و از بی قراری های همیشگی
از این حرفهای تكراری كه نه
من از حرفهای تازه ، دلگیرم
نمی دانم كه ذهن من چرا اینگونه تنها است
كه انگار عالمی دارد
و دیگر حرفهای كهنه هم تازه می گردند
و بیزارم
نه از دنیای رنگارنگ انسانها
كه از دنیای یكرنگ نفسهایم
و از ثانیه های یكسان گذشتن ها
كه دلتنگم
زِ هجرت نه
من از رسیدن های دیر هنگام ، دلتنگم
شاعر: نگین افشاری
وبلاگ : آفتابگردون
نوع مطلب :
عاشقانه،
شعرهای خوندنی،
برچسب ها :
دلگیر،
شعر،
اشعار،
عشق،
عاشقانه،
دلگیری،
من،
تو،
انسان ها،