
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین
بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس
بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از
اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس
خوشبختی می کرد.
ادامه مطلب
نوع مطلب :
جذاب و خوندنی،
داستان،
عاشقانه،
برچسب ها :
داستان،
معنای خوشبختی،
دوست داشتن،
خوشبختی،
خوشبختی در دنیا،